سيد حسن آصف آگاه
47
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
جدايى [ از خود و دور از زن پادشايى خود ] پديد آورد و [ يا آن ] كه بر [ رسم ] جد دينى [ فرزند ] پديد آيد ؛ و پس زروسيم ، كماصلان [ و نااصيلان ] بس دارند و مردم مهتر و بهتر ، دوستى با ايشان كنند » . ( م . او 29 ، ص 306 ) همهچيز باژگونه شده و نه تنها شيرازهء امور فردى و اجتماعى از هم گسيخته است بلكه نظام طبيعت نيز جريان طبيعى و هميشگى خود را از دست داده است . ظهور ابرهاى بىباران در آسمان ، وزش بادهاى بىموقع سرد و گرم و ايجاد فصول نامنظم سال همراه با گرما و سرماهاى سخت و طاقتفرسا ، خشك شدن چشمهها و بىبر شدن دانهها و غلهها از آن جملهاند كه پيش از اين بدانها اشاره شد . انسانها نيز همانند گياهان كمتر زاد و ولد كنند و اين تغييرات به چارپايان نيز راه يافته است ، بهطورى كه چهارپايان اهلى چون گاو و گوسفند و اسب كمتر مىزايند و شير آنها كمچربى و موى آنان كمتر و پوستشان تنكتر است و اسب كارزارى زور و نيروى كمترى دارد : « و تخم ، بر ندهد و بر دانهها در ده ، هشت بكاهد [ و ] دو بيفزايد و آنكه بيفزايد سپيد نباشد . و خوردنى و دارودرخت بكاهد ، اگر يكصد بگيرد ، نود بكاهد [ و ] ده بيفزايد ، آن را كه بيفزايد ، طعم و مزه نباشد . مردم كمتر زايند و هنر و نيروى ايشان كم [ باشد ] و فريفتار و بد دادتر ( - ستمگرتر ) باشند و سپاس و آزرم نانونمك ندارند ، ايشان در نود [ سالگى ] نيز محبت ندارند » . ( زند بهمن يسن ، 4 / 20 - 18 ) « و ستور و گاو و گوسفند كمتر زايند و بد هنرتر زايند و بار كمتر گيرند و موى [ آنان ] كمتر و پوست [ آنان ] تنكتر باشد و شير [ شان ] نيفزايد و چربى كم دارد . و گاو ورزا را نيرو كم و اسب اروند ( - تندرو ) را هنر كم [ باشد ] و به تاخت كم برد » . ( زند بهمن يسن ، 4 / 48 - 47 ) « و ستوران و گاوان كمتر زايد ؛ شير ايشان كمتر شود و نيز اگر زايد ، [ شير آنان ] چربى كمتر داشته باشد ؛ و گاو ورزاى نيرومند كه زايد و اسب كارزارى بار كمتر كشد . و مردمان گمانور [ و بدگمان ] شوند » .